بخاطر این موضوع باشوهر قهرم از بس همش سرش تو گوشیشه
حالا جالبه دو کلمه زیادتر اگه حرف بزنم میگه رو مخی بگیر بخواب
منم الان مثلا خوابم البته فهمید قهرم بخاطر همین هم بالشتشو
برداشت رفت جلو تلویزیون.
اصلا خجالتم نمیکشه نمیگه من دو روز تنهام همه امیدم به اون دو
روزیه که بیاد اونوقت اینجوری.
جرأت نداشته باشم حرف بزنم حرصم میگیره اینقد قربون صدقه
خواهراش میره و دلش برا اونا تنگ میشه اونوقت من که زنشم چی؟؟
حتی زورش میاد با من حرف بزنه الان همه اینارو با اشک مینویسم
و هیچوقت این سرد برخورد کردناشو یادم نمیره یه روزی همشو
تلافی میکنم
پ.ن:دیشب بعد از چند دقیقه همسر اومد و از دلم دراورد و اشتی
کردیم مشق عشق...
ما را در سایت مشق عشق دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 91